X
تبلیغات
فصلنامه ی انشا و نویسندگی

فصلنامه ی انشا و نویسندگی

نشانی

این روزها بیشترین وفت من صرف چاپ پیش شماره فصلنامه شده است که حوشبختانه از چاپ درآمد.اکنون نشانی بدهید تا برایتان بفرستم.هم چنین بخش دیگری از وقتم صرف برنامه ریزی برای سایت نوشتن می شودازاین رو به کامل کردن مطالب این وب لاگ نشدم.امیدوارم دریکی دوماه آینده سایت آماده بهره برداری کنم.فراموش نکنیدکه اگر نشانی بدهید یا تماس بگیرید حتما برایتان می فرستم.تلفن۶۶۴۲۷۰۵۳
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 21:40  توسط حسین  | 

neveshtan.ir

neveshtan.ir نام وب سایتی است که جایگزین این وبلاگ شد.البته هنوز مطلبی در آن قرارنگرفته ولی به زودی کارهایی که از این طریق پی می گرفتیم به آن سایت منتقل می شود.به یاری شما کماکان نیاز داریم.درضمن تا قبل از نوروز اولین شماره فصلنامه انشا و نویسندگی انشاألله از چاپ بیرون خواهد امد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 23:6  توسط حسین  | 

پایان خوب داستان

 مطلب زیر قسمتی از یک کتاب است که خانم مریم الهی آنرا برا ی فصلنامه ترجمه کرده اند.با هم قمست های از آنرا می خوانیم:

بگذارید از همین ابتدا یک چیز را به شما بگویم. نوشتن پایان داستان کاری دشوار است. همه به نوعی با آن دست و پنجه نرم می کنند. حتی بعضی از نویسندگان پایان داستان خود را بیست بار از نو می نویسند. زیرا این راه تنها راه نوشتن پایان داستان است. البته، روش هایی وجود دارند که توسط آنها می توان این کار را راحت تر انجام داد. واین دقیقا همان چیزی است که می خواهم راجع به آن صحبت کنم. با این حال اشتباه نکنید، نوشتن پایان داستان برای بیشتر ما کاری دشوار است.

وقتی که شما سعی می کنید پایانی خوب برای داستان خود بنویسید، سه نکته وجود دارد که باید به آنها توجه کرد. یک پایان خوب باید:

 1.   به خواننده این حس را منتقل کند که داستان به پایان خود رسیده است. یک پایان خوب حسی خاص را ایجاد می کند که آن هم حس تمامیت است، بدین ترتیب که هیچ چیز دیگری باقی نمی ماند که نویسنده بخواهد راجع به آن صحبت کند، یعنی داستان به پایان خود می رسد، جمع بندی و کاملا بسته می شود به گونه ای که خواننده از خواندن آن کاملا احساس رضایتمندی می کند.

 2. مطلبی را برای فکر کردن یا انجام دادن در اختیار خواننده قرار دهد. خوانندگان دوست دارند کمی راجع به مطالب پایانی داستان تعمق کنند، آنها دوست دارند مطلبی باشد که بتوانند راجع به آن تفکر کنند، یا آن را با خود به آینده ببرند. حقیقت این است که عقاید و آخرین جملات شما برای مدت ها در ذهن خواننده باقی می ماند که این یکی از نشانه های نوشته ای واقعا موثر است.

 3. انتظارات خواننده را برآورده کند. شما در ابتدا و اواسط داستان خود، انتظارات خاصی را در ذهن خواننده بوجود می آورید. شما باید داستان خود را طبق این انتظارات به پایان برسانید، باید در پایان داستان به هر وعده ای که قبلا داده اید جامه عمل بپوشانید.

 بارها پیش آمده است که خوانندگان با خواندن مطالب پایانی داستان احساس سرخوردگی کرده اند. و همین مسئله می تواند تجربه ای که آنها از خواندن داستان داشته اند را خراب کند. این بدین معنا نیست که خوانندگان شما افرادی کوته نظر هستند که از سطح بسیار پایینی برخوردارند. در واقع، خلاف این موضوع کاملا صادق است. خوانندگان دوست دارند شما داستانی خوب را آنقدر بد به پایان برسانید تا بدین طریق نسبت به خواندن داستان دلسرد و ناامید شوند. دقیقا به همین دلیل است که نوشتن پایانی خوب برای داستان بسیار مهم و در عین حال کاری بسیار دشوار است.(ادامه دارد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 20:12  توسط حسین  | 

بهترین معلم انشای شما

بهترین معلم انشای شما درطول دوران تحصیل چه کسی بود؟چرا ایشان از نظر شما بهترین معلم انشا بود؟چه کارهای ویژه ای می کرد؟برای قدردانی از زحماتش اورا به خوانندگان معرفی کنید.منتظر هستیم:
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 23:24  توسط حسین  | 

نحوه مشترک شدن فصلنامه

برای اشتراک فصلنامه لطفا باشما ره ۶۶۴۲۷۰۵۳دفتر فصلنامه تماس بگیرید.ضمنا به زودی کتاب فروشی های تهران وشهرستان ها که محل فروش این مجله هستند ازطریق همین وب معرفی خواهند شد.

درضمن درصورتی که این مجله را برای شهرستان خود مناسب می دانید لطفا شماره تلفن یکی از کتاب فروشی های فعال را ایمیل کنید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 22:54  توسط حسین  | 

کمی با نوشتن مهربان باشیم.فقط کمی!

شما درنوشتن به خودتان نمره چند می دهید

 

شبی با یکی ا زدوستانم که رشته اش تاریخ است ،سر صحبت را در باره نوشتن و اهمیت وفایده باز کردم.ویژگی اش این است که کمتر می نویسد و بیشتر صحبت می کند.از او پرسیدم نوشتن چه فایده ای دارد؟به چه کاری می آید؟ چقدر درهفته وماه فرصت نوشتن پیدا می کنی؟

پاسخش جالب بود. گفت: کارم به گونه ای است که به نوشتن نیازی ندارد برای همین هم از آن فاصله گرفته ام.اما نوشتن مارا به جاودانگی می رساند.وقتی می نویسیم درتاریخ ماندگار می شویم.

پرسیدم نمره نوشتن خودرا چند می دهی؟جواب او مثل بقیه بود.درهرجمعی می پرسم نمره شما در نوشتن چند است؟ میانگین نمره بین 10تا12 است. ایشان هم نمره 12 به خود دادند!

بعد گفتگو ادامه پیدا کرد.به دو سه مطلب جالب رسیدیم.از جمله اینکه تصمیم گرفته بود درمورد خاصی نامه ای به اداره ای بنویسد و در آغازنوشتن نامه خیلی دشوار می نموده ،اما شروع که می کند و از سختی خط اول می گذرد در حدود سه صفحه مطلب می نویسد و از نامه خود خیلی هم راضی می شود.

گفتم من نه نوشته های تورا دیده ام و نمی دانم که چگونه می نویسی،اما نمره ات بعید می دانم که از 18 کمتر باشد. چون نمونه این افراد را زیاد دیده بودم که در حق خود کم لطفی می کنند وخودرا بسیار دست کم می گیرند.تازه یاد دانشگاه و ایام امتحانات افتاد که در پرکردن ورق های امتحان از همه پیشی می گرفته و درهرنوبت امتحان بیشتر از 3تا 4 برگه پرمی کرده است وبه خاطر همین ویژگی اش همواره نمره امتحاناتش 20 بوده است.به گونه ای که معدل لیسانس او 18.5می شود.

راستی شما خودتان را در نوشتن چقدرقبول دارید.به نظرم حتی اینجا می شود ریا کرد و نمره ای بالاتر از حد واقعی به خود بدهید.عمری نمره کمتر از حد به خودتان دادید ونتیجه اش این شد که فکر می کنیم نمی توانیم بنویسیم و خوب هر طور که فکر کنیم همان گونه خواهد شد. و واقعا هم نمی توانیم بنویسیم.اما از این به بعد ریا کنیم وهر کس پرسید ویا وقتی خودمان درخلوت به نوشتن فکر می کنیم،فورا بگوئیم خوب می نویسیم.مطمئن باشید که نتیجه اش خوب نوشتن خواهد شد.به امتحانش می ارزد.فقط چند هفته نگاهمان را عوض کنیم ناتوانی مان به توانایی بدل می شود.این کار که هزینه ای ندارد. فقط در عالم ذهن باید تغییراتی صورت بگیرد.

صحبت با دوستم به اینجا ختم نشد.به مطلبی اشاره کرد که خواندنی است :چندی پیش برای دفاع از حقوق شرکت به ایشان ماموریت می دهند تا شکوائیه ای بنویسد.سه صفحه مطلب می نویسند بعد آنرا به وکیلی نشان می دهند تا برای اقامه دعوی تظر بدهد.جالب اینکه جناب وکیل آنرا کامل وبی نقص می بیند.

از اوپرسیدم چرا این همه ناهماهنگی؟نمره 12 که به خودت دادی کجا و این سه موردی که نام بردی (نامه به اداره، پاسخ کتبی سوالات در دانشگاه ،متن شکایت ) کجا؟کمی فکر کرد وگفت که شاید تعریف درستی از نوشتن نداریم. فکر می کنیم نامه نویسی ،گزارش نویسی،طرح شکوائیه و...نوشتن نیست.شاید ایشان درست بگوید وما تعریف درستی از نوشتن نداریم.شاید نوشتن داستان ورمان به یاد ما بیاید.شاید بلافاصله نویسندگان بزرگی از جلوی چشم ما عبور کنند و فاصله خود با آنان را دست نایافتنی ببینیم.در هر صورت مهم این اتفاق ناگوار است که می افتد ودرذهن ما نقش می بندد:من نمی توانم بنویسیم.نمره من درنوشتن ده و دوازده است!

اگر این ذهنیت را از خودمان دور کنیم ،نوشتن به سرعت هرچه تمامتر به ما رو می آورد و با ما مهربان می شود.چون ما با او مهربان می شویم.وقتی به نوشتن که جان دارد وشعور ،حال می دهیم واورا نوازش می کنیم او نیز به ما حال می دهدوما را به جاودانگی نزدیک تر می سازد. کمی با نوشتن مهربان باشیم.فقط کمی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 23:33  توسط حسین  | 

انتشار پیش شماره

به نام خداوند جان و خرد

با سلام وعرض ادب و احترام

 به لطف خداوند و یاری دوستان پیش شماره فصلنامه انشا ونویسندگی(ویژه زمستان87) از چاپ بیرون آمد و امیدواریم شماره اول آن قبل از بهار 88در دست علاقه مندان قرار گیرد.درنظر داریم در نشریه به مسائل زیربپردازیم .درانتظار دریافت مطالب ارزشمندوپیشنهادهای مفید شما هستیم:

آموزش مهارت نويسندگى، شناسایی كاركردهاى نوشتن، ايجاد انگيزه براى نوشتن، نقد وضعيت آموزش انشا و نگارش در نظام­های آموزش و پرورش و آموزش عالی، بازنمايى ونقد وضعيت نويسندگى در كشور، معرفى و تشويق نويسندگان نوپا، بيان ديدگاه­ها و تجربه­هاى نويسندگان به خوانندگان، ارائه­ى راه­كارهاى عملى براى نوشتن در قالب­هاى داستان­نویسی، خاطره، گزارش،مقاله نویسی،نامه نویسی، نقد، نثر ادبی، شعر و… هم­چنین ترجمه ی راه کارهای علمی و عملی دیگر کشورها در زمینه انشا و نویسندگی.

بااین نگاه همه­ى كسانى كه مى­خواهند بنويسند و احساس می­کنند که به راهنمايى هایی نیاز دارند، هم چنین آنان كه  نکته ها و تجربیاتی  براى گفتن  و نوشتن دارند، دانشجويان و دانش­آموزانى كه ميل به آموختن  دراین زمینه هادارند و مایلند ديگران كارهايشان را بخوانند و نقد کنند ، مخاطبان ِاین نشریه هستند.

داستان­نويسانی که کلاس های تجربی نوشتن را پشت سرگذاشته اند و به نمونه های خوبی برای ارائه رسیده اند، پدران و مادرانى كه دوست دارند بنويسند اما تصور مى­كنند وقت آن گذشته است! و یا نویسندگی، کارِ آنان نیست، همه­ی کسانی كه مى­خواهند به ساده­ترین روش، نوشتن را بياموزند و به فرزندان و دانش آموزان خود آموزش دهند، از دیگر مخاطبان این فصلنامه هستند؛ و از همه مهمتر صاحب­نظرانی که مایلند تجربه­های ارزشمند آنان به دست مخاطبان برسد.

براى رسيدن به هدف­هاى بالا بدون شك به همكارى و همراهى خوانندگان علاقه­مند و دل­سوز، صاحب نظران، نویسندگان، استادان محترم دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی، دانشجویان به ویژه دبیران محترم دبیرستان و راهنمایی، معلمان عزيزابتدایی نيازمند هستیم.

شماعزیزان می توانید مطالب ، تجربه هاوهمچنین نمونه نوشته های دانش آموزان ،دانشجویان ،فرزندان وبستگان خودرا به نشانی دفتر مجله ویا پست الکترونیکneveshtan.ir@gmail.com بفرستید.

نشانی دفتر فصلنامه انشا ونويسندگي : تهران ،خيابان كارگر شمالي،خيابان نصرت ،ساختمان 250،پلاک 140،واحد 16-سيد حسين حسيني نژاد . تلفن 021-66427053  همراه 09123506034

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 1:25  توسط حسین  | 

نوشتن شهامت زیستن را زیاد می­کند

 

احمد مهرداد

 

 

            از دفتر زمانه فتد نامش از قلم

           هر ملّتی که مردم صاحب­نظر نداشت.

"فرخی یزدی"

 

 

یاد دوران دبیرستان به خیروشادی، روزگارِخوشی داشتیم. تا بوده همین بوده و تا هست همین هست.

هرچیزی آفتی دارد و آفت شادی ما هم امتحانات بود، نهایی و غیرنهایی، اصلی و غیر اصلی، خلاصه مصیبتی بود تا قدرِعافیت بدانیم.

آن­روزها امتحانات شفاهی از دیگر امتحانات کم­رنگ ­تر بود. کسی آن­ها را جدی نمی­گرفت. نه برگه­ای و نه عدالتی و نه نمره­ی درست و حسابی و نه خاطره و سندی که به جا بماند. دقیقاً مثل بسیاری از خاطرات ما که چون نوشته­­ی روی شیشه­های خاک­آلود، با نسیمی می­رود و ناپدید می­شود، دقیقاً مثل جمله­های عاشقانه­ی شفاهی که گفتیم و شنیدیم و تمام شد ولی نامه­های مان هنوز لا­به­لای کتاب­ها و داخل آلبوم­ها­ی جوانی ،عزیز و محترم هستند.

شفاهی بودن به نبودن و تنهایی نزدیک ­تر است و دریغ که جوانی و نوجوانی شفاهی بودیم و غیررسمی. سرگذشت­ما مثل کتابی­است که سرآغاز ندارد و چند صفحه­ی اولش گم شده است.

امروز می­نویسم تا تنها نمانم. می­نویسم تا خلوت خود را با حضورِ تناور وسرسبز سروهای این باغ پر کنم. به قامت اندیشه های عمیق و عاطفه­های رقیق آن­ها بپیچم و بالا بروم. می­نویسم تا دستم را درون دست­های تو و دیگران بگذارم و بنویسم آن­چه را می­اندیشم و احساس می­کنم. من باید بنویسم تا به شما نزدیک و نزدیک­تر شوم و هم­دلی و هم­نوایی را تجربه کنم و باز می­­خوانم آن­چه را تو نوشته­ای و دیگران نوشته­اند.

نوشتن شهامت زیستن را زیاد می­کند و هویت مارا ثبت می­کند و شناسنامه­دار می­شویم.

امروزه برخی از ملت­ها نیز شفاهی­اند و هیچ­کس آن­ها را رسمی نمی­بیند. دیگران برایشان می­نویسند و تاریخ می­سازند. ولی بعضی دیگر اهل قلم­اند و استوار و سترگ. روز­به­روز پویاتر؛ شاخسار جهانی دارند و ریشه­های قومی و ملّی.

گروهی برای ثبت خاطرات سفریادگاری می­نویسند و گروهی داستان و خاطره و جمعی شعر و ترانه و… و همه­ی این­ها بهانه­های ماندن و سرافرازی یک قوم است. این شعار من است " تاریخ مدیون شهامت و صداقت افرادی است که دست به قلم می­برند."­

این­جا همه­چیز با یادداشت شروع می­­شود تا فراموش نگردد و بودن من در جایی ثبت شود.

یادمان باشد در آغاز، اندیشیدن به کیفیت نوشته، آفت نوشتن است.

بنویسید تا بماند، وقتی ماند و خطر فراموشی از بین رفت، تبدیل یادداشت­ها به نوشته­های ارزشمند و موثّر کار دشواری نیست. مهم این است که چیزی از تاریخِ زندگی از قلم نیفتد.

این جمله را روی میز تحریر خود بنویسید و روزی چندبار تکرار کنید:" تاریخ مدیون شهامت و صداقت افرادی است که دست به قلم می­برند."

امروزه شاد باشید که کتاب تاریخ زندگی ما سرآغازی استوار و ماندگاردارد و فردا فرزندان مان دنباله­ی این کتاب سترگ را خواهند نوشت.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 21:55  توسط حسین  | 

نوشتن خلاق

۱-    زیاد نگران نباشید که کارتان بی نقص باشد. همه ی نویسندگان مجبورند کار خود را بازبینی و ویرایش کنند. به ندرت پیش می آید که داستان، صحنه یا حتی جمله ای در همان آغاز بی نقص باشد. بعد از اینکه پیش نویس را تکمیل کردید چند روزی آن را کنار بگذارید.سپس با یک خودکار قرمز به سراغ آن بروید.اگرمی دانید که داستانی که نوشته اید مشکلاتی دارد ولی آنها را نمی توانید پیدا کنید از یک نفر بخواهید که اثر شما را بخواند و به شما باز خورد بدهد.

۲-  تمرین های کوچکی انجام دهید تا عضلات نوشتن تان را کش بدهید! بسیاری از نویسندگان خلاق متوجه می شوند که گاهی به جای اینکه پشت میز بنویسند بهتر است کار جذاب تری مثل شستن ظرف ها یا وجین کردن باغچه را انجام دهند. اگرا ز شک و تردیدهای اولیه عبور کنید کار واقعا برایتان راحت تر خواهد شدو سعی کنید عادت کنید هرروز بنویسید حتی اگر مدت زمان آن فقط ده دقیقه باشد.

 ۳- اگر ایده برای نوشتن به ذهن تان نمی رسد ، هر جا می روید دفتر چه ای همراه داشته باشیدو مشاهدات خود را در آن بنویسید. اگر در اتوبوس یا کافی شاپ گوش خود را باز کنید ایده های خوبی را خواهید شنید. وشاید چیزی که می بینید یا بو می کنید یک جمله یا عبارت غیر معمول را به شما برساند.

 (ترجمه ابوذز کرمی)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 22:16  توسط حسین  | 

نوشتن از نظر....

ریدرو:  پاکدامنی را در دلها نشاندن، ناپاکی را زشت نمودن، بیمزگی و لوسی را برجستگی ندادن، شالوده ایست برای هر نیک مردی که قلم در دست می گیرد، برای       نویسندگی یا نقّاشی یا حکّاکی.

  شیللر:  با مردم زمانه معاشر باش ولی مانند آنان مباش. برای معاصرین خود مطالبی بنویس که به آن محتاجند، نه مطالبی که می پسندند.

   بوفن:  انشای هرکس نمونۀ بارز از خود اوست.

 ژربرت:  اهمیّت نویسندگان معروف در این است که آنچه دیگران دیده اند، اینها توانسته اند بیان کنند.

      

چلین:  افتخار واقعی در این است که آدمی کارهایی بکند که قابل نوشتن باشد چیزهایی

بنویسد که قابل خواندن باشد، چنان زیست کند که دنیا را برای زیستن در آن بهتر سازد.

 (با تشکر از خانم پریسا برازنده که  این مطالب را تهیه و ارسال کردند)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 23:8  توسط حسین  |